برگ چهارم
یکی یک دونه ی من .gif)
امروز خیلـــــــــــــــــــــی ناراحتم گلم ، مثه اینکه این ماه هم نمیخوای بیای بیشم .
رفتم سونو . البته دو ، سه روز زودتر رفتم ، فولیکولام کوچیک بودن 14 میل ، 12 میل ، 10 میل ، 8 میل .
دکترم گفت زود سونو دادی ممکنه تا روز 14 برسه به 20 و 18 که سایزش خوبه . بهم آمپول داد امشب زدم
گفت واسه رشد فولیکولا خوبه ، 2 تا آمپولم داد یکشنبه صبح بزنم . دکتر گفت واسه این ماه امیدی هست ، نمیدونم واسه دل من گفت یا واقعا" امیدی هست . ![]()
گلم خیلی دلم گرفته ، خیلـــــــــــــــــــی ، با خودم فکر میکنم اصلا" من میتونم مامان بشم ؟
عزیزم ، چند ماه ، چند روز ، از امشب باید بگذره تا من بتونم تو رو توی دلم داشته باشم ، حست کنم
،ضربان قلب کوچولوتو بشنوم ، دست و پاهای کوچیکتو توی سونو ببینم ، باهات حرف بزنم ، کی میشه
خدایا؟؟؟؟
خدایا خداوندا ،التماست میکنم لذت مادر بودن رو از هیچ زنی دریغ نکن ، خدایا وقتی احساس مادری رو حتی تو وجود یه دختر کوچولو هم قرار دادی، پس لذت تجربه کردنش رو ازش نگیررررررررر . ![]()
عزیزم وساطت منو پیش خدای مهربون بکن ، بگو به خدا که واسه مامانم داره دیر میشه ،بگو دل مامانم
کوچیکه طاقت نداره ، بگو بابام گناه داره ، زودتر اجازه بگیر بیا پیشمون .
ماههاست چشمام به دستای مهربون خداست تا تورو بهم هدیه بده .
کاشکی بدونی امشب چقدر دلم گرفته ، چقدر دلم گریه میخواد . .gif)


برگ چهارم
